بعضی آدمها دنبال فرمولها و الگوها هستند. دنبال راههای رفتهی دیگران. دنبال روشهای قبلاً تستشده. و کتابهای موفقیت این وظیفه را انجام میدهند. ولی حالا لقمهی آمادهتری هم هست. یعنی کارمان به جایی رسیده که انتظاراتمان را جملههای افسونکنندهی کانالهای تلگرام برآورده میکنند. دوستم مدام مطالبی از این دست را برایم فوروارد میکرد و هرچه بهش میگفتم من از این چیزها خوشم نمیآید، فکر میکرد من اصلاح میشوم و بالاخره یک روز این جملهها متحولم میکنند. تا اینکه در اینباره جدی حرف زدم و بهش گفتم آدمهایی که دنبال رؤیاهای شخصیشان هستند با این جملهها راضی نمیشوند. آنها پیشتر نقشههای رسیدن را توی ذهنشان کشیدهاند و دست از سر من بردار. دوستم ولی هنوز اصرار داشت که این جملهها خوبند و من فکر کردم چرا باید او را قانع کنم؟ هرکسی باورهای خودش را دارد. دوستم میتواند هر روز با این جملهها زندگی کند تنها به شرط اینکه آنها را برای من نفرستد.
نمیدانم سازمان بهداشت جهانی دربارهی آلودگی مغزی ما به مقدار زیادی اطلاعات قلابی و نقلقولهای جعلی و راهحلهای فیک هشدار نداده؟