هر ثانیه، هر هزارم ثانیه میلیون‌ها کلمه در جهان پخش می‌شود، منتشر می‌شود، سرازیر می‌شود به جریان یکنواختی که کسی چندان بهش اهمیت نمی‌دهد. این وسط خیلی سخت است که چیزی بنویسی که بشود به اندازه‌ی چشمک ستاره‌ای در تاریکی شب، نور بتاباند و بدرخشد و به همان اندازه دوام بیاورد. به این‌ها که فکر می‌کنم دوست ندارم هیچ‌چیزی بنویسم. حالا که نوشتن برام تسکین نیست و تسلی نیست و مرض است، مجبورم به چیزهای دیگری فکر کنم تا بتونم جدی بنویسم و دست نکشم. و آن چیزهای جدی؟‌ اغلب خیال‌های واهی و توهم‌های دروغی‌اند.