در فراغت یک آبگیر

از جدیت ادبیات گاهی میگریزم به رنگها. دانههای خیالم را میریزم در ظرفی کوچک و قالبی از قبل آماده که تا هر چه میخواهند ورز بخورند در هاشورها و سایهروشنها. در خشخش آهسته و اصطکاک نوک مداد بر کاغذ. چقدر بوی وانیل میدهد این عکس، بوی خوش بیدغدغهگی و چقدر شلختگیاش حتا شبیه فراغبالی یک سنجاقک است، کنار آبگیری خلوت.
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۹/۲۸ ساعت توسط میس راوی