بچه هفت‌ماهه‌ی همسایه قرار است گرگینه بشود. پدرش هر شب با او زوزه کشیدن را تمرین می‌کند. همین که مرد همسایه از سرکار می‌آید، صدای‌اش به گوش می‌رسد. آآآآااااووووو. بچه هفت‌ماهه‌ی همسایه نق می‌زند ولی احتمالاً دارد پیشرفت می‌کند. بالاخره چند ماهی است که پدرش آموزش را شروع کرده. حدس می‌زنم با برادرش که مثل خون‌آشام‌ها نعره می‌زند و فحش می‌دهد، راحت کنار نیاید و بعدها جایی با هم مبارزه‌ی تن‌به‌تن داشته باشند. این وسط می‌بایست دختری باشد که هیجان و بار عاطفی ماجرا را بیش‌تر کند. برای همین می‌توانم پای یکی از گوزن‌هایی را وسط بکشم که در طبقه بالای‌مان یورتمه می‌روند. دو تا دختر که خیلی شبیه هم‌اند اما اغلب یکی‌شان را می‌بینم. سر آخر امیدوارم این مبارزه در مکانی بیرون از آپارتمان باشد چون هر چند مسئله خانوادگی است اما ما این‌جا قلمروی خصوصی خودمان را داریم و دل‌مان نمی‌خواهد شاهد هیچ ماجرای مهیجی از این دست باشیم.