خطر ماهانه مادر شدن، وادار می‌کند هر زنی را که فکر کند گاهی به هستی یک کودک، بی‌آن‌که مسئله خواستن یا نخواستن مطرح باشد فقط ناچار می‌شود به پرسشگری. اگر باردار باشم؟ پاسخ منفی گاهی راحتی خیال است و پاسخ مثبت اضطراب یک مسئولیت ابدی. به این فکر می‌کنم که بچه‌ای متعلق به خودم، چطور تا شش‌ماهگی تفاوت خودش را با من تشخیص نمی‌دهد و چطور یکپارچگی موجودیت‌اش با من، تجربه‌ای عظیم از سرخوشی، لذت و مادرانگی است. هرگز، هیچ‌کس به اندازه زنی که مادر است، نمی‌تواند برای کودک یگانه و بی‌نظیر باشد. به این چیزها‌ فکر می‌کنم و به بی‌مسئولیتی مادرانی که به تازگی در ارتباط با شغلم شناخته‌ام. مادرانی که حتا کم‌تر از نسل‌های قبل از خودشان در تربیت بچه‌های‌شان موفق بوده‌اند. مادران بی‌خیال، مادران احمق، مادرانی که از تأثیر و تأثر چیزی نمی‌دانند و چرا گمان ببرم که من از آن‌ها جدای‌ام؟