قبلاً وظیفه بیدار نگه داشتن راننده‌های بین‌شهری را هایده یک‌تنه به دوش می‌کشید. حالا صدایش  بازنشسته شده و به جایش راننده‌ها آهنگ‌های خر در چمن گوش می‌کنند. نه این‌که طرفدار هایده باشم ولی دیشب اصلاً نمی‌خواستم صداهای مزاحم توی گوشم باشد. مگر تاریکی جاده کافی نبود که آدم به دلهره بیفتد و خوابش بپرد؟ اگر من راننده اتوبوس دیشب بودم خط جاده را می‌گرفتم و می‌رفتم و به عروسک آویزان از آینه‌ی پهن جلو می‌گفتم؛ نگاه کن که موم شب به راه ما/ چگونه قطره قطره آب می‌شود/ نگاه کن/ تو می‌دمی و آفتاب می‌شود.