آبی کوچک
جایام را روی نقشه نگاه میکنم. گوشهای از میدان نوبنیاد هستم. رد مسیری که گوگلمپ نشانم داده را گرفتهام و رسیدهام به اینجا. تابهحال اینجا نیامده بودم. همه خیابانها، کوچهها و ساختمانهایش برایم غریبهاند و آدمها مثل تمام آنهایی که هر روز میبینم، بیگانه. کمتر آدمی هست که حس آشنایی به من بدهد. اما من اینجایام روی نقشهی شهر. بدون گوگلمپ ممکن بود خیلی قبلتر از این برای همیشه گموگور بشوم. ممکن بود آنهمه تجربههای شورانگیز را نداشته باشم. در میانهی راه برای خودم هاتچاکلت میگیرم و همینطور که نقطه به نقطه به مقصدم نزدیک میشوم، داغی شکلات توی رگهایم پخش میشود. من هنوز گم نشدهام در شهری به این بزرگی. هنوز گوگلمپ با من رفیق است و مسیرهای کوتاهتر را نشانم میدهد. من هستم. من خیابانها، کوچه پسکوچهها را پیادهروی میکنم. میتوانید من را پیدا کنید. من یک نقطهی آبی کوچکم، روی نقشهی شهر.