کاش که زاده نمی‌شده بودم و همچنان در خاک و سنگ بمانده بودم. همچنان که هزارهزار سال بوده‌ام و بُوَم دوباره در خاک شوم به سرزمینی که دور از آدمیزادگان باشد که از بودن آسایش کنم، همچون سنگی در کوه یا که مشتی خاک بر زمین یا که درختی بُوَم به دور زمین و در باد ایستم تا که باد در شاخه‌هایم وزان باشد.

 

اَسفار کاتِبان/ ابوتراب خسروی